شـاعــــــر و فرشــــته ای با هم دوست شدند .. فرشــته پــری به شاعــر داد
و شــاعر ، شعـــری به فرشته ..
شـاعر پر فرشـته را لای دفتـــر شعــــرش گذاشـت ، و شعرهایش بوی آسمان گرفت ..
فرشته شــعر شـــاعر را زمــزمه کرد ، و دهــانش بوی عشــق ـگرفت ..
خـــدا گفت : دیگر تمـــام شد . دیگر زندگــی برای هردوتان دشــــوار می شود ..
زیرا شــاعری که بـوی آســـمان را بشنود ، زمــین برایــش کوچک اســت !..
و فرشته ای که مــزه ی عشـــق را بچشـد ، آســـمان برایـش کوچک اســت !...
===============================
فقط ۲ روز دیگر باقیست!
۲ روز دیگه از هرچی درس راحت میشم
شاید ارشد هم شرکت نکنم البته شااااااید.....
هنوز هیچی قطعی نیست
شایدم دلم بسوزه و بشینم بخونم
راستی خدایا یه کاری کن هوش مصنوعی رو پاس بشم
از برگه که نمره ام رو میگیرم ایشالله فقط یه کاری کن استاده هم ۶ نمره ی کلاسی رو کامل بده
فعلا...
