ریزپردازنده ام رو افتضاح دادم فکر کنم بیافتم 
البته همش بستگی به کَرَم (یا کِرم ) استاد داره
امروز خیلی حرص خوردم خیلییییییی
اول اینکه:
آدم با خودش تقلب ببره اما یه مراقب زبلی داشته باشه که جرات نکنه از تقلبش استفاده کنه
دختره دیوونه از کنار من جم نمیخورد. یکسره با من حرف می زد و ازم سوال میپرسید 
چقدر لج آدم در میاد وقتی اشکال و جواب تشریحی!!! (بهتره بگم طومار جواب ) ۲ تا از سوالها رو همراش داشته باشه اما اصلا موقعیت جور نباشه که ازشون استفاده کنه
دوم اینکه:
جواب ۲ صفحه ای یک سوال رو کاملا یاد داشتم و تا سوال رو دیدم از خوشحالی نزدیک بود ذوق مرگ بشم اما از هولم بقیه ی سوال رو که اون صفحه جواب دادم یکی از شکلاشو فراموش کردم
ولی کی بیاد به استاد بفهمونه که از فراموشی بوده نه از یاد نداشتن 
سوم اینکه:
هرچی به مراقبا گفتم بگین استادمون بیاد گفتن نیومده. اما امتحان که تموم شد استاد محترم رو دیدم که تا منو دید با تعجب گفت تو چرا امتحان ندادی؟؟؟؟؟؟؟
( بچه های علوم اگه گرایش سخت افزار رو انتخاب کنن با بچه های نرم افزار ۳ تا درسشون مشترک میشه که یکی از این درسا ریزپردازنده است. بچه های نرم افزار رو که تعدادشون حدودا ۳۰نفر میشد انداخته بودن طبقه ی پایین کلاس ۱۸ که بزرگه و ما بچه های علوم رو که فقط ۵ نفر بودیم انداخته بودن طبقه ی سوم ته ته ته ته سالن! و گویا استاد محترم ماهارو فراموش کرده بودن
)
خلاصه مهندس گفت چرا امتحان ندادی؟ منم توپم پر!!!!!!! با بغض گفتم آخه ما بچه اندریم دیگه.
هیچکی بهمون محل نمیده
ما ۵ نفر رو غریبانه انداختن طبقه ی سوم و هرچی که گفتیم شما بیاین میگفتن نیستین! واقعا که استاد!
خود بنده خدا هم کلی تعجب کرده بود 
حالا خدا کنه لااقل بهمون با دست باز که کمه با آغوش باز نمره بده 

چهارم اینکه:
با خسته گی و بی خوابی ۳-۴ روز قبل بیای خونه و ببینی همه به هم افتادن و دارن خونه تمیز می کنن و تو هم مجبوربشی بهشون کمک کنی
و در پایان خدایا کاری کن که پاس بشمش






تا بعد از امتحان آمار خدافظ
(وای راستی خدا بخیر بگذرونه شبیه سازی رو با پوری جون سختگیر
)