خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد
خواهان کسی باش که خواهان تو باشد
خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد
خواهان کسی باش که خواهان تو باشد
وای که خدا چقدر مهربونه![]()
واقعا مهربونه ولی ماها نمیفهمیم
من امروز خدا رو دیدم![]()
یعنی واقعا خدا رو پیش خودم حس کردم
کنارم بود
چسبیده بود به من
کاملا حسش میکردم
وای اصلا نمیتونم احساسمو بیان کنم
نمیتونم.........![]()
![]()
امروز روز پر مشغله ای بود ٫ از 7 صبح دانشگاه کلاس داشتم و ۷:۳۰ تا 10 شب هم کلاس MCSE
صبح با دکتر حبیبی عزیز! آمار داشتیم و یه عالمه ترس از تمرین های که بهمون داده بود![]()
داوطلبانه رفتم پای تخته و تمریناشو حل کردم و یه آفرین آبدار گرفتم ![]()
این یکی بخیر گذشت![]()
3 تا 5 پایگاه داده داشتم اما به دلیلی که برای ارئه ی معماری کامپیوتر در ساعت بعدی آمادگی نداشتم به کلاس پایگاه نرفتم و با شیما تو نماز خونه نشستیم به درس خوندن
آنچنان دلهره ی وحشتناکی سراسر وجودم رو گرفته بود که داشت اشکم در میومد![]()
![]()
از اضطراب دل درد شده بودم و داشتم از ترس خفه می شدم و هر چی داد بود سر فائزه میزدم که ساکت شه و اینقده نخنده بزاره من درس بخونم![]()
همش خدا خدا میکردم که این دفعه نوبت من نرسه تا بتونم واسه ی دفعه ی بعدی خودمو حاضر کنم و آبروم حفظ بشه![]()
همش آرزوهای خنده داری میکردم:
خداکنه یه هو برقا بره و کلاسا کنسل شه![]()
خدا کنه فصل 7 هیچوقت تموم نشه تا نوبت به من نرسه![]()
خداکنه استاد خودش درس بده و به من کار نداشته باشه![]()
خدا کنه استاد نیاد (محال ترین آرزو چون استاد غیر ممکن بود که نیاد) ![]()
![]()
![]()
.............................................
خلاصه ساعت نزدیکای 4 بود که سمیه اس ام اس زد که بدو بیا که کلاستون تشکیل نمیشه!!!!!![]()
هم خوشحال شده بودم هم مطمئن بودم میخواد باهام شوخی کنه تا خوشحالم کنه و گرنه علکی میگه
خلاصه با شیما رفتیم رو برد رو نگاه کردیم و در کمال تعجب دیدم بـــــــــــــــــــــــله ![]()
"تشکیل نمی شود"
و من از خوشحالی بال در آوردم البته بال که چه عرض کنم ! ![]()
![]()
(خواب دیشبم تعبیر شد که با "و" روی یه کاناپه ی پرنده در حال پرواز بودیم )![]()
بعد از اون اتفاق خوشایند تا یک ساعت فقط میخندیدم و شادی میکردم
خیلی خوشحال بودم که خدا نذاشت آبروم بره و دعای غیر ممکنم رو براورده کرد![]()
هنوزم خدا رو پیش خودم حس میکنم
امروز خدا خودشو کاملا به من نشون داد
وای ی ی ی ی ی ی ی واقعا خدا مهربونه
می دونستین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خدایا............ دوست دارم دوست دارم دوست دارم
توروخدا از پیشم نرو
خدایا ... میشه همیشه خودتو بهم نشون بدی؟؟؟
خدایا ... میشه ایمانم رو زیاد کنی؟
دلمو گم کردم
کی و کجا نمیدونم
به کسی هم ندادمش
تازه پسش گرفتم
اما اینو میدونم که پیش خودمم نیست
......................................................
واقعا نیست!!
فردا میخوام برم پیش امام رضا
حتما اونجا پیداش میکنم
مطمئنم پیدا میشه